بازگشت به مقالات
انتخاب رشته

چه رشته‌ای رو واقعاً دوست دارم؟ شاید چیزی که فکر می‌کنی نباشه

۱۴۰۵/۰۶/۱۳۱۵ دقیقه
چه رشته‌ای رو واقعاً دوست دارم؟ شاید چیزی که فکر می‌کنی نباشه

بذار با یک سؤال شروع کنیم: چقدر مطمئنی رشته‌ای که می‌گی «دوستش دارم»، واقعاً همون چیزیه که دوست داری؟

مثلاً می‌گی پزشکی.

چرا؟

  • چون از زیست خوشت میاد؟
  • چون دوست داری به آدم‌ها کمک کنی؟
  • چون پزشکی شغل بااعتباریه؟
  • چون درآمدش خوبه؟
  • چون از بچگی همه بهت گفتن «تو باید دکتر بشی»؟
  • یا چون چند تا پیج پزشکی دیدی و سبک زندگی‌شون به دلت نشسته؟

این‌ها با هم فرق دارن.

خیلی‌ها موقع انتخاب رشته فکر می‌کنن مشکلشان اینه که رشته مورد علاقه‌شان را پیدا نکرده‌اند.

در حالی که مشکل اصلی‌شان اینه که هنوز نفهمیده‌اند:

«من دقیقاً به چه چیزی علاقه دارم؟»

و این دوتا یکی نیست.

جواب کوتاه:

شاید عاشق خودِ رشته نباشی؛ عاشق تصویری که از آن داری. علاقه واقعی وقتی معنی دارد که بعد از دیدن بخش‌های سخت و واقعی یک رشته هم باقی بماند. در این مقاله با چند سؤال ساده، تست هالند و یک برنامه ۷ روزه بفهم چه رشته‌ای رو واقعاً دوست داری.

شاید عاشق خود رشته نباشی؛ عاشق تصویری باشی که ازش داری

این یکی از مهم‌ترین چیزهایی است که قبل از انتخاب رشته باید بفهمی.

مثلاً:

  • پزشکی را دوست داری یا پزشک بودن را؟
  • کامپیوتر را دوست داری یا درآمد برنامه‌نویسی را؟
  • حقوق را دوست داری یا تصورِ وکیل شدن را؟
  • روانشناسی را دوست داری یا اینکه آدم‌ها درد دلشان را برایت تعریف کنند؟

گاهی ما عاشق نتیجه یک مسیر می‌شویم، نه خود مسیر.

و اینجاست که ممکنه چند سال بعد به خودت بگی:

«من چرا این رشته رو انتخاب کردم؟»

چون از دور قشنگ بود.

ولی از نزدیک نه.

یک سؤال ساده که می‌تونه خیلی چیزها رو روشن کنه

دفعه بعد که گفتی:

«من به این رشته علاقه دارم.»

از خودت بپرس:

«دقیقاً کجای این رشته رو دوست دارم؟»

اسم رشته را کنار بگذار.

برو سراغ خودِ کار.

مثلاً می‌گی:

«کامپیوتر رو دوست دارم.»

خب کدومش؟

  • کدنویسی؟
  • حل مسئله؟
  • ساختن محصول؟
  • کار با تکنولوژی؟
  • هوش مصنوعی؟
  • امنیت؟
  • یا فقط شنیدی بازار کارش خوبه؟

این سؤال ساده می‌تونه انتخابت رو عوض کنه.

علاقه واقعی چه شکلیه؟

علاقه واقعی معمولاً فقط یک حس لحظه‌ای نیست.

خودش را در رفتارت نشان می‌دهد.

وقتی واقعاً به چیزی علاقه داری، معمولاً لازم نیست کسی مدام هلت بدهد که بروی دنبالش.

خودت درباره‌اش سرچ می‌کنی.

سؤال می‌پرسی.

چیزهای بیشتری می‌خوانی.

دلت می‌خواهد بهترش کنی.

و مهم‌تر از همه:

وقتی با قسمت سختش روبه‌رو می‌شوی، فوراً بی‌خیالش نمی‌شوی.

این جمله را یادت بماند:

علاقه واقعی فقط لذت بردن از بخش جذاب یک رشته نیست؛ تحمل کردن بخش سختش هم هست.

ممکنه یک رشته را خیلی دوست داشته باشی.

اما اگر وقتی واقعیتش را می‌بینی سریع بگی:

«نه، این قسمتش دیگه نه.»

شاید عاشق تصویر آن رشته بوده‌ای، نه خودش.

حالا یه آزمایش کوچیک با خودت انجام بده

اسم رشته‌ای که فکر می‌کنی دوستش داری بنویس.

بعد جواب این چهار سؤال را بده:

  1. اگر درآمدش خیلی کمتر از چیزی بود که تصور می‌کنم، باز هم دوستش داشتم؟
  2. اگر هیچ‌کس بابت انتخابش ازم تعریف نمی‌کرد، باز هم می‌رفتم سمتش؟
  3. اگر قرار بود بخش‌های سخت و حوصله‌سربرش را هم انجام بدهم، باز هم می‌خواستم واردش شوم؟
  4. اگر هیچ‌کس قرار نبود بفهمد من چه رشته‌ای می‌خوانم، باز هم همین را انتخاب می‌کردم؟

لازم نیست جواب همه «بله» باشد.

گاهی یک «نه» دقیقاً همان چیزی است که لازم داری بفهمی.

«من از بچگی دوستش داشتم» همیشه کافی نیست

خیلی‌ها می‌گویند:

«من از بچگی می‌خواستم فلان کاره بشم.»

خوبه.

اما کافی نیست.

چون توی این چند سال خودت هم عوض شده‌ای.

علایقت عوض شده.

چیزهایی که برایت مهم‌اند عوض شده.

تصورت از آینده عوض شده.

ممکنه چیزی که در ۱۲سالگی رؤیای تو بوده، در ۱۸سالگی اصلاً انتخاب خوبی نباشه.

قرار نیست به نسخه قدیمی خودت وفادار بمونی.

باید ببینی نسخه امروزی تو چی می‌خواد.

اگه هیچ رشته‌ای رو دوست ندارم چی؟

این سؤال خیلی واقعی‌تر از چیزیه که به نظر می‌رسه.

و جوابش این نیست که بشینی منتظر بمانی یک روز ناگهان یک رشته به سرت بزند و بگویی:

«خودشه!»

گاهی علاقه اول پیدا نیست.

باید کم‌کم کشفش کنی.

به‌جای اینکه بپرسی:

«چه رشته‌ای رو دوست دارم؟»

بپرس:

«از چه جور کارهایی خوشم میاد؟»

مثلاً:

  • از حل مسئله؟
  • از کار با آدم‌ها؟
  • از ساختن؟
  • از طراحی؟
  • از تحقیق؟
  • از نوشتن؟
  • از آموزش دادن؟
  • از تحلیل؟
  • از کار عملی؟
  • از مذاکره و اثرگذاری؟

این سؤال خیلی بیشتر از اینکه صدتا لیست «بهترین رشته‌ها» بخوانی، کمکت می‌کند.

اگه نمی‌دونی به چی علاقه داری، از اینجا شروع کن

بیشتر از چه کاری لذت می‌برم؟ چه حوزه‌هایی ارزش بررسی دارند؟
حل کردن مسئله علوم، فناوری، مهندسی
کار با آدم‌ها روانشناسی، آموزش، مشاوره، بعضی حوزه‌های سلامت
ساختن و کار عملی مهندسی، کارهای فنی
طراحی و خلق کردن معماری، هنر، طراحی
تحقیق و کشف کردن علوم، پژوهش، بعضی رشته‌های تحلیلی
رهبری و اثرگذاری مدیریت، کسب‌وکار، بازاریابی

این جدول قرار نیست برایت انتخاب کند.

فقط کمک می‌کند از «هیچ ایده‌ای ندارم» برسی به «بیا این چند مسیر را بررسی کنم».

هالند؛ وقتی حتی خودت هم نمی‌دونی به چی علاقه داری

مدل هالند یا RIASEC دقیقاً در همین نقطه می‌تواند مفید باشد.

هالند به جای اینکه فقط بپرسد:

«چه رشته‌ای رو دوست داری؟»

کمک می‌کند بفهمی:

«به چه جور فعالیت‌ها و محیط‌هایی بیشتر کشش دارم؟»

شش گرایش اصلی دارد:

کد گرایش مثال ساده
R واقع‌گرا ساختن، ابزار، کار فنی
I جستجوگر تحقیق، تحلیل، حل مسئله
A هنری طراحی، خلق، ایده
S اجتماعی آموزش، کمک، ارتباط
E متهور مذاکره، رهبری، اثرگذاری
C نظام‌مند نظم، داده، ساختار

قرار نیست اگر نتیجه‌ات مثلاً I شد، کسی بهت بگه:

«پس صددرصد باید کامپیوتر بخونی.»

نه.

نتیجه تست فقط یک سرنخ است.

کمک می‌کند چند مسیر را بهتر ببینی.

بعد خودت باید بروی سراغ واقعیت آن مسیرها.

علاقه به یک رشته داری؛ حالا یک سؤال مهم‌تر

می‌تونی از پسش بربیای؟

فرض کن عاشق یک رشته‌ای.

اما فعلاً در بعضی درس‌های مهمش ضعیفی.

این به‌خودی‌خود یعنی «این رشته برای من نیست»؟

نه.

بعضی توانایی‌ها با تمرین ساخته می‌شوند.

سؤال بهتر اینه:

«وقتی برای این موضوع وقت می‌گذارم، پیشرفت می‌کنم؟»

اگر پیشرفت می‌کنی، هنوز جای رشد وجود دارد.

اگر از همان فرایند یادگیری هم متنفر هستی و هر بار می‌خواهی فرار کنی، شاید بد نباشد گزینه‌های دیگری را هم بررسی کنی.

پس این جمله را زود درباره خودت نگو:

«من برای این رشته ساخته نشدم.»

شاید فقط هنوز یادش نگرفته‌ای.

یه چیز دیگه هم هست که خیلی‌ها جا می‌اندازن: شخصیت

ممکنه دو نفر یک رشته را دوست داشته باشند، اما از زندگی کاری یکسانی خوششان نیاید.

  • یکی از کار زیاد با آدم‌ها انرژی می‌گیرد.
  • یکی دیگر بعد از چند ساعت تعامل خسته می‌شود.
  • یکی دوست دارد هر روزش متفاوت باشد.
  • یکی با برنامه و ساختار راحت‌تر است.
  • یکی عاشق کار تیمی است.
  • یکی ترجیح می‌دهد بیشتر مستقل کار کند.

پس علاقه مهم است.

اما باید ببینی آن رشته و شغل بعدش، چه مدل زندگی کاری‌ای جلوی تو می‌گذارد.

اگر می‌خواهی نقش شخصیت و تست‌هایی مثل MBTI را عمیق‌تر بررسی کنی، مقاله «انتخاب رشته بر اساس شخصیت» را هم بخوان.

پول هم مهمه؛ بیایید الکی وانمود نکنیم نیست

ممکنه برای تو درآمد مهم باشد.

برای یکی امنیت شغلی مهم‌تر باشد.

برای یکی آزادی.

برای یکی کمک به دیگران.

برای یکی تعادل زندگی و کار.

این‌ها ارزش‌های واقعی‌اند.

مشکل از جایی شروع می‌شود که اصلاً نمی‌دانی خودت چه می‌خواهی و فقط با صدای بقیه انتخاب می‌کنی.

مثلاً:

  • «فلان رشته آینده داره.»
  • «فلان رشته پول داره.»
  • «فلان رشته کلاس داره.»
  • «فلان رشته رو همه می‌رن.»

هیچ‌کدام به‌تنهایی دلیل خوبی برای انتخاب نیست.

علاقه یا بازار کار؟ انتخابت نباید بین این دو گیر کنه

این سؤال معروف را احتمالاً زیاد شنیده‌ای:

علاقه‌ات را دنبال کن یا بازار کار را؟

اما شاید سؤال درست این نباشد.

بهتر است بپرسی:

«بین رشته‌هایی که دوستشان دارم، کدام با توانایی، شخصیت، سبک زندگی و آینده‌ای که می‌خواهم همخوانی بیشتری دارد؟»

این سؤال خیلی منطقی‌تر است.

علاقه مسیرها را به تو نشان می‌دهد.

توانایی می‌گوید کجا احتمال پیشرفتت بیشتر است.

شخصیت بهت درباره محیط مناسب کمک می‌کند.

ارزش‌های کاری مشخص می‌کنند چه جور زندگی‌ای می‌خواهی.

و بازار کار کمک می‌کند تصمیمت از دنیای واقعی جدا نشود.

برای دیدن همه عوامل انتخاب رشته کنار هم، راهنمای کامل «چه رشته‌ای برای من مناسب است؟» را هم بخوان.

سه رشته دوست داری؟ عالیه. حالا مقایسه کن

فرض کن بین:

  • کامپیوتر
  • روانشناسی
  • پزشکی

گیر کرده‌ای.

هر روز هم نظرت عوض می‌شود.

یک روز کامپیوتر.

فردا پزشکی.

پس‌فردا یک ویدئو درباره روانشناسی می‌بینی و دوباره همه‌چیز از اول.

اینجا بیشتر فکر کردن کمکت نمی‌کند.

باید مقایسه کنی.

برای هر رشته از ۱ تا ۱۰ امتیاز بده:

معیار رشته ۱ رشته ۲ رشته ۳
علاقه واقعی
توانایی
تناسب با شخصیت
ارزش‌های کاری
آینده شغلی
شرایط واقعی
شناخت من از رشته

قرار نیست این جدول با یک فرمول جادویی آینده را پیش‌بینی کند.

فقط یک کار مهم می‌کند:

ابهام داخل ذهنت را می‌آورد روی کاغذ.

فلوچارت انتخاب رشته بر اساس علاقه

  1. چی رو دوست دارم؟
  2. دقیقاً کدوم بخشش رو دوست دارم؟
  3. این علاقه قدیمیه یا فقط یه هیجان جدیده؟
  4. واقعیت این رشته رو می‌شناسم؟
  5. با توانایی‌هام جور درمیاد؟
  6. سبک کاریش رو می‌پسندم؟
  7. آینده شغلیش با چیزی که می‌خوام می‌خونه؟
  8. بین ۲ یا ۳ گزینه مقایسه کردم؟
  9. انتخاب نهایی

اگر هرجا جواب «نمی‌دونم» بود، هنوز وقت انتخاب نیست؛ وقت شناختنه.

یک راه خیلی بهتر برای فهمیدن علاقه: امتحانش کن

گاهی آن‌قدر درباره یک رشته فکر می‌کنی که ذهنت خسته می‌شود.

ولی هنوز جواب نداری.

چرا؟

چون فقط داری فکر می‌کنی.

یک قدم متفاوت بردار:

تجربه کن.

به کامپیوتر علاقه داری؟ یک دوره خیلی مقدماتی را امتحان کن.
به طراحی علاقه داری؟ یک پروژه کوچک انجام بده.
به روانشناسی علاقه داری؟ یک موضوع را جدی مطالعه کن.
به یک رشته سلامت علاقه داری؟ با کسی که واقعاً در آن حوزه درس می‌خواند یا کار می‌کند صحبت کن.

هدفت این نیست که با یک تجربه کوچک بفهمی تمام آینده‌ات چیست.

فقط می‌خواهی بفهمی:

«چیزی که از دور دوستش داشتم، از نزدیک هم هنوز دوستش دارم؟»

یک برنامه ۷ روزه برای کشف علاقه

  1. روز اول
    سه رشته یا حوزه‌ای که بیشتر از بقیه در ذهنت هستند بنویس.
  2. روز دوم
    برای هرکدام بنویس دقیقاً چه چیزی از آن را دوست داری.
  3. روز سوم
    بخش‌های سخت و خسته‌کننده هرکدام را پیدا کن.
  4. روز چهارم
    یک محتوای واقعی درباره درس‌ها و کار آن حوزه ببین.
  5. روز پنجم
    با یک دانشجو یا فرد شاغل آن حوزه صحبت کن.
  6. روز ششم
    یک تجربه کوچک انجام بده.
  7. روز هفتم
    از خودت بپرس:
    «بعد از اینکه واقعیتش رو دیدم، هنوز دوستش دارم؟»

اگر جواب «بله» بود، علاقه‌ات جدی‌تر شده.

اگر جواب «نه» بود، شکست نخوردی.

یک انتخاب اشتباه را قبل از دانشگاه کنار گذاشتی.

از دور عاشقش نباش؛ واقعیتش رو بشناس

گاهی یک رشته روی کاغذ فوق‌العاده است.

ولی وقتی وارد جزئیاتش می‌شوی، می‌بینی:

  • درس‌هایش را دوست نداری.
  • سبک کارش مناسب تو نیست.
  • مهارت‌های لازم برایش اذیتت می‌کند.
  • یا آینده‌ای که برای خودت تصور کرده‌ای با مسیرش نمی‌خواند.

پس قبل از انتخاب هر رشته حداقل این‌ها را بفهم:

  • چی می‌خونم؟
  • چه مهارت‌هایی لازم دارم؟
  • بعدش چه کارهایی می‌تونم انجام بدم؟
  • روزمرگی این کار چطوریه؟
  • بازار کارش چه وضعی داره؟
  • چه مسیرهای دیگری هم جلوی پامه؟

وقتی این‌ها را فهمیدی و هنوز گفتی:

«آره، من این مسیر رو می‌خوام.»

حالا علاقه‌ات معنی بیشتری دارد.

اگر بین علاقه و واقعیت گیر کردی، تصمیم را شخصی کن

ممکنه یک مقاله بگه:

«کامپیوتر آینده داره.»

یکی بگه:

«پزشکی اعتبار داره.»

یکی بگه:

«روانشناسی پرطرفداره.»

هیچ‌کدام جواب سؤال تو نیست.

سؤال تو اینه:

«بین گزینه‌هایی که برای من وجود داره، کدوم یکی برای خودِ من منطقی‌تره؟»

اینجاست که باید اطلاعات مختلف را کنار هم گذاشت.

  • هم علاقه.
  • هم توانایی.
  • هم شخصیت.
  • هم ارزش‌های کاری.
  • هم شرایط واقعی.
  • هم خودِ رشته.

اگر بخواهی این بررسی را جدی‌تر انجام بدهی

تست می‌تواند شروع خوبی باشد.

اما قرار نیست یک تست جواب تمام سؤال‌ها را به تو بدهد.

در SUNJOB هم مسیر انتخاب رشته بر پایه کشف ← تجربه ← انتخاب طراحی شده؛ یعنی ابتدا خودشناسی و کشف، بعد شناخت واقعی گزینه‌ها و در نهایت تصمیم.

اگر در مرحله‌ای هستی که بین چند مسیر جدی مرددی و می‌خواهی این اطلاعات به شکل شخصی‌تری کنار هم قرار بگیرند، پلن PRO انتخاب رشته SUNJOB برای همین مرحله طراحی شده.

طبق توضیحات فعلی PRO، این فرایند فقط تست نیست و مواردی مثل تحلیل هالند، پروفایل تصمیم‌گیری، علایق و ارزش‌های کاری، تناسب شخصیتی، بررسی بازار کار، داده‌های قبولی و جلسه مشاوره اختصاصی را هم در بر می‌گیرد.

آخرش چه رشته‌ای را انتخاب کنم؟

شاید جواب این سؤال خیلی ساده‌تر از چیزی باشد که فکر می‌کنی.

رشته‌ای را انتخاب نکن فقط چون دوستش داری.

و فقط چون پول‌ساز است هم انتخابش نکن.

رشته‌ای را جدی‌تر بررسی کن که:

  • دوستش داری،
  • می‌توانی از پس یادگیری‌اش بربیایی،
  • با سبک شخصیتی و زندگی کاری‌ات جور است،
  • ارزش‌هایی که برای آینده‌ات داری را پوشش می‌دهد،
  • و وقتی واقعیت بازار و خود رشته را می‌بینی، هنوز انتخابش می‌کنی.

چک‌لیست آخر؛ قبل از انتخاب این ۷ سؤال را جواب بده

  • من دقیقاً چه چیزی از این رشته را دوست دارم؟
  • اگر اسم و اعتبار رشته را حذف کنم، باز هم دوستش دارم؟
  • بخش سختش را هم می‌توانم تحمل کنم؟
  • برای یادگیری‌اش توانایی و انگیزه دارم؟
  • سبک کاری آینده‌اش به من می‌خورد؟
  • بازار کار و مسیرهای شغلی‌اش را واقعاً بررسی کرده‌ام؟
  • بعد از شناخت بیشتر، هنوز انتخابش می‌کنم؟

اگر چند جواب هنوز «نمی‌دانم» است، اشکالی ندارد.

تو هنوز به انتخاب نرسیده‌ای؛ باید به شناخت برسی.

سوالات متداول انتخاب رشته بر اساس علاقه

از کجا بفهمم واقعاً به یک رشته علاقه دارم؟

ببین دقیقاً چه چیزی از آن رشته برایت جذاب است و آیا بعد از شناخت بخش‌های سخت و واقعی آن، هنوز علاقه‌ات باقی می‌ماند یا نه. علاقه‌ای که فقط به خاطر درآمد، اعتبار یا یک تصویر جذاب شکل گرفته، هنوز نیاز به بررسی دارد.

اگر به هیچ رشته‌ای علاقه ندارم چه کار کنم؟

از اسم رشته‌ها شروع نکن. اول ببین از چه نوع فعالیت‌هایی خوشت می‌آید؛ مثل حل مسئله، کار با آدم‌ها، طراحی، ساختن، تحقیق یا آموزش. بعد این فعالیت‌ها را به رشته‌های مختلف وصل کن.

تست هالند برای انتخاب رشته چه کمکی می‌کند؟

هالند یا RIASEC می‌تواند الگوی علاقه‌های شغلی و گرایش تو به انواع فعالیت و محیط‌های کاری را روشن‌تر کند و به‌عنوان یک نقطه شروع برای شناخت مسیرهای احتمالی استفاده شود. نتیجه آن نباید به‌تنهایی انتخاب رشته را تعیین کند.

علاقه مهم‌تر است یا بازار کار؟

بهتر است این دو را مقابل هم قرار ندهی. علاقه کمک می‌کند مسیرهایی را پیدا کنی که برایت جذاب‌اند و بازار کار کمک می‌کند انتخابت با واقعیت شغلی هماهنگ باشد. توانایی، شخصیت و ارزش‌های کاری هم باید در تصمیم دیده شوند.

اگر رشته‌ای را خیلی دوست داشته باشم ولی در آن ضعیف باشم چه؟

ضعف فعلی لزوماً به معنی نامناسب بودن رشته نیست. بررسی کن آیا با تمرین پیشرفت می‌کنی یا نه. بعضی توانایی‌ها ساخته می‌شوند، بنابراین خیلی زود به خودت نگوی «من برای این رشته ساخته نشده‌ام».

اگر خانواده‌ام یک رشته را بخواهند ولی من رشته دیگری را دوست داشته باشم چه؟

نظر خانواده می‌تواند اطلاعات مفیدی داشته باشد، اما بهتر است انتخاب نهایی بر اساس شناخت واقعی تو از رشته، شرایط، توانایی‌ها و آینده آن شکل بگیرد. به‌جای بحث صرفاً احساسی، اطلاعات دو گزینه را کنار هم بگذار.

از کجا بفهمم عاشق خود رشته‌ام یا فقط عاشق شغل آخرش هستم؟

دروس، مهارت‌های لازم، سختی‌های مسیر و روزمرگی شغلی را بررسی کن و درآمد یا اعتبار را جداگانه ببین. اگر فقط نتیجه نهایی جذابت می‌کند، احتمالاً هنوز خود رشته را به اندازه کافی نشناخته‌ای.

اگر علاقه‌ام بعداً عوض شود چه؟

ممکن است با شناخت و تجربه بیشتر، علاقه‌ات قوی‌تر یا ضعیف‌تر شود. تغییر نظر قبل از انتخاب نهایی می‌تواند اتفاق مثبتی باشد؛ چون کمک می‌کند با اطلاعات بیشتر تصمیم بگیری.

آیا علاقه به یک رشته یعنی حتماً باید آن را انتخاب کنم؟

نه.

علاقه دلیل خوبی برای بررسی جدی یک رشته است، اما به‌تنهایی دلیل کافی برای انتخاب نهایی نیست.

آیا باید حتماً از بچگی به یک رشته علاقه داشته باشم؟

نه. آدم‌ها و علایقشان تغییر می‌کنند. مهم‌تر از قدمت علاقه، این است که امروز چقدر واقعی، پایدار و آگاهانه است.

آیا تست شخصیت و هالند به‌تنهایی کافی‌اند؟

نه. تست‌ها ابزارهای خودشناسی‌اند. بعد از آن باید رشته واقعی، توانایی، ارزش‌های کاری، شرایط و آینده شغلی هم بررسی شوند. در فرایند PRO نیز تست‌ها فقط یکی از ورودی‌های تصمیم‌گیری هستند.

اگر بین دو یا سه رشته گیر کرده باشم چه؟

هر سه را نگه دار، اما مقایسه‌شان کن. علاقه، توانایی، شخصیت، ارزش‌های کاری، آینده شغلی و شرایط واقعی را کنار هم بگذار و بعد ببین کدام گزینه در مجموع برای تو منطقی‌تر است.

آیا رتبه کنکور می‌تواند علاقه من را عوض کند؟

رتبه روی گزینه‌های در دسترس اثر می‌گذارد، اما نباید به‌تنهایی تعیین کند چه رشته‌ای برای تو مناسب است. اول گزینه‌های مناسب را بشناس و بعد محدودیت‌های واقعی قبولی را وارد تصمیم کن.

آیا برای انتخاب رشته بر اساس علاقه حتماً باید تست هالند بدهم؟

نه، اما اگر هنوز الگوی علایقت را خوب نمی‌شناسی، هالند می‌تواند نقطه شروع خوبی باشد. در معماری محتوایی SUNJOB نیز این موضوع مستقیماً به تست هالند/RIASEC وصل شده است.

علاقه واقعی چیزی نیست که فقط از دور قشنگ به نظر برسد؛ چیزی است که وقتی واقعیتش را می‌بینی، سختی‌هایش را می‌شناسی و باز هم دلت می‌خواهد ادامه‌اش بدهی.

و شاید دقیقاً همین‌جا بفهمی که چه رشته‌ای را واقعاً دوست داری.

برای اطلاعات بیشتر از پلن‌های انتخاب رشته و کنکور

مقالات بیشتر، نکات مشاوره‌ای و آموزش‌های تخصصی رو در کانال ما دنبال کن.

کانال ما را دنبال کنید

نظرات و تجربه‌ها

تو درباره این مقاله چه فکری می‌کنی؟ نظرت رو بنویس؛ تجربه یا سؤالی که به ذهنت رسیده می‌تونه برای بقیه هم مفید باشه.